رقص برای اوج

 

 

 

بابا مارو چه به شعر و شاعری.مال چند سال قبله.توی یه دفتر نوشته بودمش خیلی اتفاقی دفتره افتاد دست آقای عین القضات (هم حجره ای عزیز ) . ایشان هم کمتر کسی را در مقوله ی شعر تحویل میگیرد، هنوانه زیربغل ما گذاشت و گفت قشنگه. شرمنده هر چی خواننده ما هم جوگیر شدیم دیگه.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

من با طبیعتم

گل با چمن که کرد

آهسته زمزمه

بادی گذشت و گفت :

" آری عزیزکم "

گویی وجود او محو زمانه شد

آرامش تنش

محو ترانه شد

یک لحظه ی قشنگ

تعبیر یک قنوت

رقصی برای اوج :

            آری عزیزکم !

" من از طبیعتم "

/ 7 نظر / 17 بازدید
مجتبی( شاسوسا)

سلام قربان ...........شما هم که بعله ............بابا حاجی ما رو درياب .............می گما .........حاجی آسمون خدا چند تا ستاره داره ................بی خيال ما به کفر نزديکيم .!!!!!!!!!!!!!!!!!!

شعيب

در بگشا کآمد خامی دگر / پیش کشی کن یک دو جامی دگر. البته گرچه در صومعه شما به سختی باز می شود

fatima

دمتان گرم....عالی بود...

کیوان برره

سلام ..... خيلی قشنگ بيد . ما که خوشمان امد . و از خودمان افرين برای شما در وکرديم . باز هم جوگير بشويد و شعر بگويد .

کیوان برره

سلام خوبی ..... ببخشيد که براتون اون جوری کامنت گذاشتم . چی کار کنيم ديگه بايد اصا لت حفظ بشه . اين رو هم بگم که ما از سال پيش بچه های فقير برره بوديم يعنی گروه ما تاريخچش بر می گرده به يک سال پيش .

کیوان برره

يک چيز جالب نظر فاطمه خانوم خيلی با حال بود . : دمتان گرم ... عالی بود ...... :خيلی خندداره نه ؟ مگه دختر ها هم از اين اصلاحات استفاده مي کنن ؟

مهدي

سلام سيد جان! خيلی مخلصيم. سعی کن همیشه به حرف مسعود گوش بدی. قشنگ بود انصافا. به اون عين القضات هم بگو اگه خیلی... وبلاگ خودش رو به روز کنه. يا علی..