عقب ماندگی

گفت "سر زندگی نگه دار".  ولی نمی دانست ترمز بریدم و کاری نمی توانم بکنم.

سر زندگی نگه نداشتم. پرید پایین. سرعت زیاد بود مرد.

دکتر ها در توجیه علت مرگ گفتند " مرگ بر اثر عقب ماندگی از زمان "

/ 20 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهاجر

سلام اول بگم آقای ايلبيگی هم از متنات سر در نياورد و داره به گمونم عنايت خفيه ميکنه به شما... دوما من ديروزهم خواستم پيام بذارم که نشد، فکر نکن زودتر اومدی سوما ما که ديگه دستی نداريم تا با انگشتش پشتی بخوارونيم راست ميگی از همون محسن آقا بپرس چهارما ما هر کجا که باشيم فعلا خودمون آباديم. ناکجا آباد يا آباد! پنجما محسن آقا بابا شون ازش پرسيد بگو بياد دود آباد... ۶و۷و۸و...باشه تا وقتی که ديدمت در پناه مولا(ع) سر بلند باشيد.

امیر همایون

سلام برادر خیلی مخلصیم آقا مطالبتون رو خوندم کلی کیف کردم در ضمن خیلی شرمنده شدم جسارت کردم منم اسم وبلاگم رو گذاشتم بتکده اخه شما کجا و ما کجا خداکنه ما رو ببخشی در نهایت از حضور سبزت در وبلاگ ناچیزم تشکر میکنم.. موفق و موید باشی

دو رگه

سلام رفیق. دو رگه به روز شد : نصر الله! ما با تو بازي مي کنيم با اسمت با رسمت و شاعران مي خواهند از هم عقب نيفتند خودم را عرض نمي کنم آخر من که شاعر نيستم

عزيز دل برادر

سلام حاجی زيبا بود و مختصر تقبل الله منتظر حضور پر برکت حضرتعالی هستم

يوسف

به مس ع و د بگو از اون دريا مريا ها واسه ما هم برفسته

امين

شما راننده ی تاکسی هستی؟ خط زمان مکان ؟

شاگرد

یا حق گمان که کمی تا قسمتی بی‌رحمی است: ‌چنان پرشتاب که پیکان 48‌ات ترمز ببرد و مسافرت را آن‌چنان هول بردارد که به گمان تجاوز، خودش را پرتاب کند بیرون. تازه او رفت و تو ماندی یا گزارش بعد مرگ می‌دهی؟ توی راننده به کدام حساب زنده ماندی و رفتی پزشکی قانونی که علّت مرگ را بدانی؟ تو خودت اگر نگویم له و لورده شده‌ای؛ حتم که دیگر زنده نبوده‌ای و در این صورت چه می‌گویی که دستت کوتاه شده و تو را دیگر در این وانفسا سهمی نمی‌دهند. باور کن.(تا هفته پیش که به غسالخانه بهشت زهرا نرفته بودم این را نفهمیدم. دریافتی بی هیچ تاثر و با کمال قساوت. فقط دریافت کردم. همین.) دیگر این‌که مسافرت را سلام برسان که اگر زندگی به کوچه آمد و سرش خواست پیاده شود، حکم که پشت گوش‌ش را هم خواهد دید. موفق باشی یا علی مددی

خ استقامت

ميشه شما عالم بشريت وشرمنده کنید و اينجا رو آپ کنيد ؟

ابوالفضل

سلام بر عمو امين آپ نشده ی خودم چطوری بابا جات خالی سر بزن خوشحال ميشم

شفق

من مانده ام و دقيقه ها ميدوند.نگاه خیره شان را از پشت سر حس می کنم. در گير و دار رفته ها و مانده ها.به اميد دويدن.اما عقربه های زمان زودتر رسيده اند .اين آخری نبود .مسابقه بعد.