نامرد دريا

دلم برای دریا و دریایی بودن تنگ شده

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

به دریایی عزیز

میرمحمد میر صالحی

 

بس کن ! به سوی چشمه ها برگرد دریا

صحرایی مست بیابانگرد ! دریا

 

چون قاصدک با موج موج زلف هایش

از مرگ ماهی ها خبر آورد دریا

 

با مرگ دریاها چه خواهی کرد ماهی !؟

با مرگ ماهی ها چه خواهی کرد !؟ دریا

 

با ساحل مرده هم آغوشی غریب است

مجنون من ! لیلایی دلسرد ! دریا

 

جز صخره های خسته ی قامت شکسته

پیدا نکردم عاشقی همدرد ، دریا

 

خاموشی و خاموشی و خاموش و خاموش

نامردی و نامردی و نامرد ... دریا

مسعود دیانی

/ 22 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهاجر

نابود بشی الهی دریاثی نامرد، دریا! راستی آقای اهل زن و زندگی، کنار دریا خوش میگزره؟!!!

محمد حسین

سلام. ممنون از لطف شما. دوست دارم خودم شعر بگم اما... التماس دعا.

ابوالفضل

عجب ژستای جديدی

...

...

خواب زده

بسم رب المهدی عج سلام دل اگر بزرگی را بياموزد از دريا نيک است ... اما دلم بی تاب رفتن است و دريا هماره در ميانه ی رفتن و بودن سرگردان ... . موفق باشيد و التماس دعا

ابوالفضل

سلام دلم گرفتخه بود و ميخواستم به بتکده بروم تا شايد بتم بيابم هرچه گشتم بتم را نيافتم نشستم و به دفعات گذشته حضورم در بتکده انديشيدم آندفعات هم همينطور بود باز هم نيافته بودم همه جا بود ولی من بی فهم که می انگاشتم برای صحبت کردن با او بايد به بتکده بروم گول خورده بودم و نميدانستم سرم را به ديوار کوفتم آنچنان که قاط زدم آنهم اساسی در نظر ديدمش ميخنديد چقدر زيبا نگاهم کرد سری تکان داد و گفت بيا برو به ژيش اميرت با او بنشين برايش غصه بخور و نگران باش ..................

ابوالفضل

تا بيايد

مهدي جون

دل من يه روز به دريا زد و رفت! دريايي باشيد

باده فروش

خاموشی و خاموشی و خاموشی و خاموش ... دیدم جاهای دیگه هم سراغتون رو گرفته بودن فهمیدم بلکل زدین تو مایه های بی معرفتی و اینا. ... تشنه ی بادیه را هم به زلالی دریاب ........................ که نه پیداست کارعُمر. یاحق.