-کوتاه از جنگ ۲ -

√جاده<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

منطقه ی بد قلقی بود. آن قدر بدقلق که تا زانو فرو می رفتی داخل شن.اما کاری نمی شد کرد، تنها راه بود.

سخت درگیر فراهم کردن تجهیزات بودم که دورم را گرفتند: 

- می خوایم یه جاده بزنیم تا بالا سر عراقی ها.

خنده ام گرفت اما دلم نیامد بگویم نه.

▪▪▪

دو هفته بعد آماده شد. نه کیلو متر. تا بالا سر عراقی ها.

شب عملیات فقط شش گلوله ی توپ شلیک شد.

 

 

√جامانده

هر جا دعوت می شدند سه نفری می رفتند. هر وقت کاری پیش میآمد سه نفری انجام می دادند. همیشه با هم بودند. حتی تو گردان تخریب.

معبری بود که باید باز می شد. هر سه تا آمدند. زیاد دجلو نرفته بودیم که یک مین قمقمه ای تو دست محمد منفجر شد.

هنور گیج اولین انفجار بودیم که دومین صدا هم آمد. همه منتظر سومین انفجار بودیم که . . .

▪▪▪

از آن همه هیکل فقط یک پا مانده بود و یک گوش و یک زبان.

ولی با  این حال هم یک جا مانده بود.

 

/ 8 نظر / 23 بازدید
شعیب

من شما رو اد کردم . اما یه چیزی می خواستم بپرسم : من تا حالا طلبه خیابونی ندیده بودم !! طلبه که خیابونی نمیشه !! میشه؟!!!

مجتبی( شاسوسا)

سلام مومن.........تو پست جديدم سهم داری ...........تولدم بود پست ويژه نوشتم ..........بيا .......و بنويس ........مثل هميشه محکم و پر مغز

یاقوت

عالی بود عزيز ولی خیلی زود تمومش کردی

کیوا ن برره

سلام خوبی . خيلی قشنگ می نويسی . شما تو جنگ بودی . من که نبودم البته ۴ سالم بود که جنگ تموم شد ( ما که جنگ نبوديم بذار حداقل کلاس بذاريم که ۴ ساله بوديم که جنگ تموم شد ) . قبل از عيد از طرف دانشگاه رفتيم مناطق جنگی . خيلی جای توپی بود البته همه من رو جوره ديگه نگاه مي کردن . فکر کنم توقع نداشتن که پسری با موهای مدل میکروبی خط ريش های ميخی شلوار لی تنگ . و تی شرت اون جا ببينن ولی خب مگه ما دل نداريم يا هر کسی اين تیپی بود ديگه اهل اين جور چيز ها نيست . در کل خيلی خوش گذشت . فکه جای قشنگی بود ادم دلش می خواست بشينه يک دل سير اشک بريزه . دهلاويه از همه جا مظلومانه تر بود .

باده فروش

... ما نقطه ي تسليميم ... حكم آنچه تو فرمايي ...

mohajer

امين عزيز سلام وبلاگ نو مبارک . راستش تا همين امشب حدود دو ماهی ميشد که به شبکه سر نزده بودم . دوست دارم زودتر ببينمت.