شطح پاره ی سفر نامه

برای تنهایی ام، برای تنهایی ات

پیش پای تو نشسته بودم پیش پایش.

پیش پایش . . . پیش پایش . . .  پیش پایش . . .

سر دوستی  ما و آستان محبت تو . . .

اشکالی دارد مگر؟

▪▪▪

خاک به سرم، خاک به سرت، خاک به سرمان. سرش به خاک . . .

سجده می کرد یا گریه!!؟ التماس می کرد!!؟

- ان شاالله که گربه است آقا. شما دیگر چرا؟ بگذر تا اموراتت بگذرد.

- هه . . . زهی خیال باطل.

سجده می کرد، سجده می کنم، سجده می کنی، سجده می کنیم.

گریه می کرد، گریه می کنم، گریه می کنی، گریه می کنیم.

من برای تو، تو برای من، ما برای ما. او برای او . . .

- نگذاز بگذرد. بدو نِگَهِش دار. دوتا مجروح دیگه آوردن.

دوکوهه بود یا فکه!!؟ چمران بود یا گمنام!!؟ جنوب بود یا غرب!!؟

اصلا شمال یا جنوب، راست یا چپ، هر جا می روم پیش پایش هستم.

خمپاره خورده بود کنارش، پیش پایش. من هم آن جا بودم، پیش پایش.

سر زدن هم سر زدن های قدیم. یک دفعه، همین طور بدون رو در بایستی می آمد و سر می زد و می رفت. بی هیچ منتی. سر هیچ کس منتی نیست. همه طبق آیین نامه و ضوابط به وظیفه شان عمل کردن. فقط شما می توانی طبق قائده ی لطف، مشمول بشوی و بروی سربازی. من هم طبق همان قائده معاف شدم. باور نمی کنی برو از بنیاد شهید بپرس. اگر اسمم را انجا دیدی! ولی توی قرض الحسنه ی بنیاد یه حساب باز کردم که اگر زمانی - زبانم لال، خدای ناکرده- اتفاقی افتاد پسرم را خرید خدمت کنم.

▪▪▪

دیوانه ای مگر این موقع از سال می خواهی بروی. حسابی  گرم است.

جایتان خالی طوفان شن هم آمد. توی شلمچه نمی توانستی بفهمی پرچم بالای سرت پرچم عراق است یا ایران.
کاش عراق بود. آخر تا حالا نرفتم زیارت.

خوب شد ایران بود آخر آن جا آدم زورش می آید زیر پرچمی راه برود که می خواست تو نباشی.

تنها خوبیش این بود که یادت بودم. تنها بدیم این است که تنها، یادت بودم، تنها!

 

/ 17 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امين

چرا توی اين نوشته ها گر يه همان گربه خوانده می شود

زهرا

سلام... همراز برای اولين بار اينجا بود... زيبا بود... سربلند و پيروز باشيد................................................همراز

مريم

سلام ان شاءالله عراق هم می رويد...

۱ف

شغل جدید مبارک‌!

امين

شايد تو باشی. . .

احمد

سلام احوال شما شما هم دچار عاقبت طلاب خيابانی ديگر نشی از آشنايی با شما خوشحالم

علي مهاجر

به پاس روزهای رفته و ... غربت خاکهای جنوب: روزگاران گشت و ما ديگر شديم/ آتشی بوديم و خاکستر شديم.

فائزه

آقا ما کماکان می آييم و اين جا کماکان خاک می خورد ....۲۸ ارديبهشت .....امروز چندمه اخوی ؟