فرياد جبرييل

دیر آمد و زود رفت. گذاشتند که دیر بیاید و سعی کردند زود ببرندش. ولی آن زمان که نمی گذاشتند بیاید هم نمی توانستند نگذارند نباشد. و آن زمان که به خیال خودشان از میان بردنش نیز امتداش را تا انتهای تاریخ تضمین کردند.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

آن زمان كه آمد مرزها در هم ريخته بود؛ اعتقاد ها و ملت ها. زياد طول نكشيد اما آن زمان كه رفت دل ها فرو ريخته بود؛ دوست ها و دشمن ها.

آنقدر نامرد در نبودش شركت كردند كه سلسه شان تا همين نزديكی ها، تا ميان خودمان ادامه دارد.تا همين فاصله ی بين من و تو او. كه كم هم نيست.

وانقدر سنگين رفت و سنگين بود رفتنش كه جبرييل

آنقدر فرياد زد تا همه شنيدند

" تهدمت والله اركان الهدي، وانطمست اعلام التقي، وانفصمتالعروة الوثقي"

پايه های هدايت ويران شد و آيه های تقوا كم رنگ، به خدا سوگند كه ريسمان ايمان از هم جدا شد

ای كاش همه می فهميدند.

آنقدر علی بود كه فقط علی می توانست باشد.

مشهد مقدس

 

/ 26 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجتبی (شاسوسا)

الوووووووووووووووووووووووو يکی اينجا رو به روز کنه........................دارم می رم مشهد........حلال کن حاجی

فاطمه

روزه يک سو شد و عيد آمد دلها برخاست می ز خمخانه به جوش آمد و می بايد خواست نوبت زهد فروشان گران جان بگذشت وقت رندی و طرب کردن رندان پيداست

علی مهاجر

از مشهد هم آپ کردن شيرينی خودش را دارد تا حالا چند بار چشيدمش . ماه رمضان مثل کوه است وقتی به آستانه اش می رسی با شوق به استقبالش می روی و وقتی به قله اش می رسی پر از شعفی اما امان از وقتی که باید به پایین بیایی فقط لحظات را می شماری که کی تمام می شود ! به خصوص روزها و شبهای پس از قدر. ار رفته از برم به دیاران دوردست... بای

ابوالفضل

ممنون که خيلی به يادم بودی داداشی علی علی

مهاجر

آنقدر به دلم نشست که مجبور شدم همه اش را تا آخر بخوانم. و اگر غير از اين بود شک می کردم که سيدی! و ديگر آنکه مخاطبانت هم عاقلند و هم عاشق. در حرفهايشان حرفها بود... و يک حرف از اميرالبيان:‌ ... تخففوا تلحقوا... سبکبار شويد، تا برسيد!

لوطی

مهمون زياد داری مزاهم نمی شم تمام عالم را بدهند به ذره ای عنل نی ارزد

فائزه

اين جا چرا گرد و خاک گرفته ....آهای آهای صاحب خونه!

مريم

سلام از وبلاگتون استفاده کردم به من هم سربزنيد

لوطی

هنوز چند وقتي بيشتر نيست كه من هم تو وب نويس ها خودم رو جا كردم اما توي همين چند وقته به وب هايي كه سر زدم و فرصت مطالعه اونها رو پيدا كردم منو وا داشت تا براي پيشنهاد يه نگاه تازه (يا شايد يادآوري يه مسير قديمي ) به دوستام توي عرصه وب چند خطي رو توي اين زمينه بنويسم.