قصه ی من

یکی بود، یکی نبود.زیر گنبد کبود، جایی همین نزدیکی ها، میون همین آدم ها چند تا طلبه بودند. چند تا طلبه ی خیابونی.

نه اسمی داشتند و نه رسمی و نه حتی یک کمی پول. فقط خودشون بودند، چند تا طلبه ی سوسول.

شبی از شب های خوب خدا، یک شب قشنگ یلدا، وقتی که خورشید رفت و بیرون اومد ماه، تصمیم گرفتند وبلاگی بزنند باقلوا.

نه اهل رویا بودند،نه عین یقین. پاهاشون مثل همه روی زمین.دغدغه شون! یک کمی دین.بین این ها یکی بود به نام امین.

امین قصه ی ما، با بقیه ی رفقا شدند پنج فصل از هم جدا.امین و عین القضات، فرهاد و یاقوت، آخریشون هم یوحنا.

پاتوقی ساختند رویایی، می نوشتند ناگفته هاشونو گه گاهی، تا باشه بین دلاشون تا دل هم سن سالاشون یه راهی.

 

§§§

 

نوشتن و نوشتن و نوشتن.دویدن و دویدن و دویدن.از روی هرچی مانع بود پریدن.تا به 4/4/84 رسیدن.

دیگه وقتی نمونده بود. فقط و فقط دست زمونه بود که یک خط بزرگ بین شون کشیده بود.

فرهاد تواصفهان -لابد- دنبال تیشه، یاقوت دنبال هم ریشه،یوحنا هم تاجر پيشه، عین القضات دنبال کسی برای همیشه، بالاخره هر کسی مشغول کار خویشه، مونده امین با یک عالمه کار روی زمین.اما مگه میشه؟!!

این شد که امین، هرچی غرور داشت زد زمین، یک بتکده زد که بیا و ببین.

بسم الله . . .

قبلا یک بار توی این عید به دنیا آمده بودم ولی این بار با دفعه ی قبل فرق دارد.

این بار از، با، و تو وبلاگم به دنیا آمدم .

 ـ تولدم مبارک. ‌ـ

/ 16 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فائزه

لحظه به لحظه فصل به فصل سال به سال دنیا را باید دگرگونه آغاز کرد زندگی چیزی نیست جز لحظه های آغاز..... موفق باشی و تا پايان رفيق راه

سيما

تولد بتکده مبارک .... خوشحالم دوباره آمديد

فروغ

مبارک.....بسم الله....تو هم پی کار خويش هستی...چه باشی چه نباشی ...ولی هستی...و خوشحالم که حداقل يه فصل از اون پنج فصل مينويسد...بسم الله.

آزاده

سلام منم اومدم که تولدتون رو تبریک بگم. موفق باشید.

پاسداران

بسم الله . يا حق مددی .

در اوج تنهايي

آينه داران مثال آمدند..............كوچ نشينان خيال آمدند...........دست خدا بذر نظر كاشته ست............كِشت به كِشت، آينه انباشته ست.............ما ز عدم آينه رو بوده ايم ..............خاك نشينان سبو بوده ايم........... اعياد شعبانيه مباركباد ... لحظه ها رو به تپش درآوريم ! صداي گامهاي كسي مي آيد !! (تولد هم مبارک)

مهدی ح

امین جان سلام ممنون که دوباره شروع کردی نذار بعضی حرفا فراموش بشه یاعلی

دکتر سرلک

سيد کجای که ما هم رفتيم

محوب

آقا امین من عاشق نوشته هات کردی به امید ادامه در سال 91