به عزيزم سجاد

وقتی آدم ها خوشند حتی بد ترین جمله ها هم می تونه زیبا باشه و شادی آور

ولی وقتی روزگار بر وفق مراد نیست و دردی که فقط خودت می فهمی روی دوشت سنگینی می کنه هر حرفی، هر تسلی نمی تونه کاری بکنه که هیچ شاید آزار دهنده هم باشه

دیدم نمی تونم بهتر از عین القضات بنویسم پس ننوشتم

.......................................................................................................................................................................

به
عزیزم
 سجاد
که امروز صبح خبر پرواز مادرش ...
سجادم
ما هم شریک
به اندازه ی بغضمان
...

یک ماه و چند روز به عیدی که مانده بود
زنبیل مانده بود و خریدی که مانده بود

زنبیل مانده بود و دو دستی که بی رمق
در رد پای سرد و سپیدی که مانده بود

آرام سرد خش خش گامش کشیده شد
بر سنگفرش برف سپیدی که مانده بود

چادر سیاه سوگ خدا را به سر کشید
در کوچه باغ ، قامت بیدی که مانده بود

در دل ، طلوع تازه ی شوقی که می دمید
در سر ، ملال درد شدیدی که مانده بود

بی حرف پیش صحبت دامادی کسی ست
فرزند نه ! که مرد رشیدی که مانده بود

بی اعتنا به هرچه که می گفت هی ! بمان  
حتی همین امید ، امیدی که مانده بود

بازارهای شهر دلش را زدند و رفت
این دکه های شوم  و پلیدی که مانده بود

با داغ خود خرید تمام بهشت را
این را نوشته بود رسیدی که مانده بود
.
.
.
مادر میان سفره ی ما سین دیگری ست
عکست کنار عکس شهیدی که مانده بود

پ.ن: یا حی . . .

 

/ 15 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اوا

زيبا بود. موفق باشيد.

صحرا

*** سلام... اينجا هم همونی که برا عين القضات نوشتم.... همين! ***

تقي دژاكام

سلام امين آقا . اولا ممنون که به من سر زدی. ثانيا هر چی فکر می کنم شما رو يادم نمی ياد. می شه بيشتر نشونی بدی . کی و تو چه سرويسی کيهان بودی؟ در هر صورت وبلاگ خيلی خوبی داری.

مريم

سلام بتکده اگر دل به راه داده باشی جدا و همراه بودنت فرق زیادی تو دلدادگی ات نداره چه بسا که به وقت مهجوری این خلا در تو جنون ماندگارتری رو به وجود میاره البته با درد های خودش .. که گاه کمر رو خم می کنه و دل رو وسیع ... نمی دونم به اون نقطه ای که شما می گید من هم نگاه می کنم یا نه ولی ما آدم ها نمی دونم چرا تو جدایی نزدیک تریم .... و به وقت خوشی با خدای خودمون بیگانه ... درد ما را نیست درمان ....

تقي دژاكام

سلام دوست عزيز.خوشحال می شوم به پرسشهای مطرح شده در پست جديد وبلاگم پاسخ بدهيد.بسيار ممنون . ab_o_atash.persianblog.ir - tdejakam@yahoo.com

زمانه!

اتفاق خيلی ناگواری بود! با اينکه خيلی با سجاد رفيق نبودم! فقط يک بار اندازه گذشتن از روی يک پل عابر حوالی ميدون رسالت با هم بوديم؛ همين ...

تقي دژاكام

سلام دوست عزيز . از اينکه تشريف آورديد و به درخواست من برای طرح نظراتتان درباره سوالات مزبور پاسخ داديد بی نهايت متشکرم . اميدوارم هميشه موفق و سرفراز باشيد. در پناه حق . ab_o_atash.persianblog.ir - tdejakam@yahoo.com

يوسف

سلام عزيز ! نمی دونم کدوم سجاد رو می گی ؟! عزيز الان عاشق اون شعر شدم ! نامرد مردم ما خدا نامرد مردم بی درد مردم ما خدا بی درد مردم

يک فراری

سلام پيرو بيانات شما بايد به عرض برسانم که:هم من بی نظم بودم هم مرتضی هم محمد رضا و هم مسعود.بيچاره يه لحظه