مهمان

 ............................................................................................................................................................................................................................................................

«مهمان» را مهمانی برایم نوشته است که صاحب‌خانه است. به لطفش که شاید کم‌کاری‌ام را جبران کند. مثل قدیم‌ها. آخر همیشه همین‌طور بود. پدر و مادری که چند ساعتی بیرون رفته‌اند و سه فرزندی که چند ساعتی در خانه ‌مانده‌اند و خراب‌کاری‌های من که همیشه توی همین چند ساعت باید رخ می‌داد و سر آخر روبه‌راه کردن و به‌گردن گرفتن‌های خواهرانم که دعوای پدر و مادر از راه برگشته نصیبم نشود.

به شفافی آن روزها: ممنون.

............................................................................................................................................................................................................................................................

سفره را که چیدی، آمدی نشستی کنارم.

گفتی: «ببین چیزی کم نیست؟» می‌خواستی امتحانم کنی.

گفتم: از اولش هم چیزی کم نبود، تو که هستی هیچ چیز کم نیست.

خوب من! مهربانی را از حد گذرانده‌‌‌ای و نشسته‌ای نزدیک، نزدیک‌تر از رگ گردن و می‌پرسی چیزی کم نیست؟!!

از تو بیشتر چه می‌خواهم؟

می‌خواستی امتحانم کنی و من فکر می‌کردم قبول شده‌ام، اما تو خوب می‌دانستی که من فقط درس را از بر کرده‌ام.

 تا چشمم به سفره افتاد، کفر گفتن‌هایم شروع شد.

 

پ.ن1: به لطف صاحب‌خانه مهمان شدیم در بتکده‌ی دنیا.

پ.ن2: حسبی‌الله، من که فقط از بر کرده‌ام، بلکه شما عمل کنید.

پ.ن3: به موسی‌صفتان: لحن این شبان را به بزرگی‌تان ببخشید.

/ 44 نظر / 51 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یادم رفته

دی؟ بهمن؟ اما اسفند......پس کجایی؟

؟

دی ؟ بهمن؟ واما اسفند...... پس کجایی؟

؟

دی ؟ بهمن؟ اما اسفند... پس کجایی؟

منم

سلام خواجه ! درشت گویی می کنی و از صاحب خانه دم می زنی ؟ و همان حرف همیشگی : م ی غ م غ . . .

هابیل

هفت‌امين هابيل آمد؛ بالاخره! چنان‌چه لابد تا حالا باخبر شده‌ايد، بعد از يك دوره‌ي نسبتاً طولاني غيبت «هابيل» روي دكه‌هاي مطبوعات، بالاخره چشم‌مان به جمال شماره‌ي 7 روشن شد! اما آن‌چه در اين شماره مي‌خوانيد: سرمقاله يا هم‌آن «حرف‌هايي براي نشنيدن» ديگر با عبور از موضوع دفاع‌مقدس دولتي و مردمي، اين شماره به سراغ مبحث آرمان‌شهر و آرمان‌شهرگرايي رفته است. موضوعي كه احتمالا قرار است چند شماره‌اي ادامه يابد. عنوان سرمقاله‌ي اين شماره اين است: «شهر، آرمان ندارد؛ مجمع‌الجزايري پراكنده در دفاع از واقع‌بيني». در بخش مقالات اين شماره دو مقاله با عنوان‌هاي «گفت‌مان قرباني» به قلم سيدعلي كشفي و «كدام شعر؟ كدام تعهد؟» به قلم كاظم رستمي مي‌خوانيد. اما بخش قابل‌ توجهي از اين شماره اختصاص يافته به پرونده‌اي براي رضا اميرخاني. اين پرونده البته قرار بود مفصل‌تر باشد و مستقل؛ كه نشد. اولين بخش پرونده گپ و گفت‌ مفصل زهير توكلي است با رضا اميرخاني درباره‌ي آثار او و ادبيات جنگ و انقلاب اسلامي با عنوان «من عميقاً يك آنارشيست‌م» كه الحق خواندني است و جذاب. علاوه بر ي

هابیل

هفت‌امين هابيل آمد؛ بالاخره! چنان‌چه لابد تا حالا باخبر شده‌ايد، بعد از يك دوره‌ي نسبتاً طولاني غيبت «هابيل» روي دكه‌هاي مطبوعات، بالاخره چشم‌مان به جمال شماره‌ي 7 روشن شد! اما آن‌چه در اين شماره مي‌خوانيد: سرمقاله يا هم‌آن «حرف‌هايي براي نشنيدن» ديگر با عبور از موضوع دفاع‌مقدس دولتي و مردمي، اين شماره به سراغ مبحث آرمان‌شهر و آرمان‌شهرگرايي رفته است. موضوعي كه احتمالا قرار است چند شماره‌اي ادامه يابد. عنوان سرمقاله‌ي اين شماره اين است: «شهر، آرمان ندارد؛ مجمع‌الجزايري پراكنده در دفاع از واقع‌بيني». در بخش مقالات اين شماره دو مقاله با عنوان‌هاي «گفت‌مان قرباني» به قلم سيدعلي كشفي و «كدام شعر؟ كدام تعهد؟» به قلم كاظم رستمي مي‌خوانيد. اما بخش قابل‌ توجهي از اين شماره اختصاص يافته به پرونده‌اي براي رضا اميرخاني. اين پرونده البته قرار بود مفصل‌تر باشد و مستقل؛ كه نشد. اولين بخش پرونده گپ و گفت‌ مفصل زهير توكلي است با رضا اميرخاني درباره‌ي آثار او و ادبيات جنگ و انقلاب اسلامي با عنوان «من عميقاً يك آنارشيست‌م» كه الحق خواندني است و جذاب. علاوه بر ي

؟

کجایی سید؟ زنده ای؟

.

بسم الله سلام طلاب خیابانی رو نمی شناسم و نمی دونم کی هستن و بودن.. اما 5فصل رو یه سالی هست که می شناسم.. هنوز هم هر چند روز یک بار به 5 فصل سر می زنم و پست اخر رو می خونم اما خب...برای خوندن مطلب جدید باید به خون و دلقک یا بتکده برم... طلاب خیابانی یه جور حس خاصی داره..که نمی فهمم...نمی فهمم... چه حیف... یاحق

عبدالله حقدوست

[لبخند][قلب][گل][گل][لبخند][قلب][گل][گل] [لبخند][قلب][گل][گل][لبخند][قلب][گل][گل] با سلام خدمت دوستان عزيز؛ با مطالب جديد؛ «حرز "شرف شمس"»(دعاي مخصوص روز 19 فروردين براي روي انگشتر)[گل] [گل] و «احاديث بسيار زيباي هفته بيست ويکم» [گل] [گل] و «معناي "وليّ" در "حديث غدير"» [گل] [گل] در خدمت شما هستم. منتظر حضور سبز شما عزيزان هستم. [لبخند][قلب][گل][گل][لبخند][قلب][گل][گل] [لبخند][قلب][گل][گل][لبخند][قلب][گل][گل]

رسانه شیعه

سلام ما هنوز از ترکش‌های جدال حسینیه‌ی ارشاد و مهدیه‌ی تهران متأثریم. http://mediashia.blogfa.com/post-25.aspx