- تسبيح -

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

زنجیر پاره روی زمین افتاده بود و صلوات مردم هم بلند شده بود و رفته بود بالاتر از همه ی ستاره ها دنبال خدا می گشت.

پهلوان دور گود می چرخید و منتظر شنیدن صدای برخورد سکه ها با کف کاسه بود. امّا حلقه های مردم خیلی راحت تر از حلقه های زنجیر از هم از هم باز می شدند.

این وسط هیچ کس به فکر حلقه های زنجیر نبود که  تنها به جرم با هم بودن از هم جدا افتاده بودند.

حلقه، حلقه، حلقه، حلقه، حلقه، حلقه، حلقه . . . آنقدر بگو تا برسی به همان

حلقه ی اول.

این می شود دور و هر دوری باطل است.

شاید دلخوشی حلقه ها این باشد که اگر دور هم نزنند باز هم با همند . اولی با چندین واسطه دستش در گردن آخریست  و آخری با چندین واسطه همان اولی ست .

 

کجایی پهلوان !؟

 

بگرد تا بگردیم ... بچرخ تا بچرخیم ... آنقدر بگرد و بگرد و بگرد ... آنقدر بچرخ و بچرخ و بچرخ .. تا .... تا برسی به آن تسبیح روی تاقچه .

 

هر دوری باطل است ، دانه های تسبیح هم دور می زنند ، پس تسبیح هم ...

یک قضیه ی ساده : هر دوری باطل است .... راستی هر دوری باطل است !؟ هر دوری باطل است !؟ هر دوری ... !؟

بالهای هلکوپتر دور می زنند و دور می زنند و دور می زنند . نگاه ! چه باطل شگفت انگیزی ! چه باطل خوبی ! چه باطل حقی ! آنقدر حق که با همین دور باطل از زمین می کندت و بالایت می برد ... بالا ... بالا ... بالا .... هر دوری ...

 

گفت :

بگرد تا بگردیم ... بچرخ تا بچرخیم ... آنقدر گرداند و گرداند و گرداند ... آنقدر چرخاند و چرخاند و چرخاند .... تا .... تا رشته پاره پاره پاره شد ... آنقدر ....

 

هر ذکر .... هر دور .... هر روز .... می چرخاند و می گرداند و بی خود شده از خویش تیز تر و تیز ترشان می کرد تا .... تا آخر رشته ها را پاره کرد ... پاره .... پاره ... پاره ....

 

واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا ...

به رشته چنگ نزد که هیچ ، آنقدر تیزی دانه های تسبیح را روی آن کشید که رشته را پاره کرد و همه را متفرق ... تفرقوا ... تفرقوا .... تفرقوا ....

 

جور دیگر هم می شود دید ، پاکی آن روزها را به یاد بیاور :

چرخ چرخ عباسی

خدا منو نندازی

اگه می خوای بندازی

بغل خودت بندازی

 

سبحان الله ... سبحان الله ... سبحان الله

دور ... دور ... دور ...

چرخ ... چرخ ... چرخ ...

چرخ چرخ عباسی

آهای ! حضرت عباسی بغل خدا ما را از یاد نبری ... بغل خدا ... بغل ِ ... سبحان الله ....

/ 7 نظر / 24 بازدید
کیوان برره

سلام خوبی . بابا ايول تو که از من هم کوچکتری . من رو باش فکر کردم شما خودت بودی . خوب ما رو گذاشتی سر کار . راستی من به شما لينک دادم .

فائزه

صلوات .....تسبيح .....پاکی ...دور ....چرخ......"دور و تسلسل اش" هم که کنی مگر ميشود باطلش کرد؟

باده فروش

راستش ما كه تا شيشم بيشتر نخونديم زياد سوات مواتمون به اين چيزا نميرسه امّا اگه منظورتون همون دور بر وزن كوره كه راس ميگين والله دوري باطل است، پدرش بسوزه كه ميگيه : اي دووووووووووووست ! دور ازرخ تو چشم مرا نور نماندست. امّا اگه منظورتون تو مايه هاي تسلسل و اين چيزاي سخ سخته كه ما زياد سردرنميآريم ولي خداييش تسلسل باطل نيس. البته به شرطي كه دور با عاشقان افتد كه به قول شاعر گفتني : دور چون با عاشقان افتد،… چي؟ … تسلسل بايدش. باطل كه نيس هيچّي ، صوابم داره به مولا. اگرم اصرار دارن كه باطله، خداييش باطل ِخوبيه،‌ حقّيه ، حالا بماند كه شگفت انگيزه واززمين ميكندت ميبردت بالا ... بالا ... بالاتر... اونور همه ي ستاره ها. امّا اگه بازم اصرار هست و از ما انكار، كاري نداره كه؛ به قول اون روزاي كبوتر بچّگي : آقاجون! لب بومب ما نشين ، يوخ بارون ميآد خيس ميشي.

در اوج تنهايي

به اميد اينكه در آغوش پر مهر مهدي فاطمه مسكن گزينيد ... در اين ماه مبارك، هنگام لمس شفقت خدا، به ياد جا مانده هاي خدايي باشيد! راستی اگه از نظر شما مشکلی نباشه بهتون لينک دادم !

tanin

با سلام. از اینکه لحظاتی را در اندیشه های پاک شما سهیم بودم بسیار خوشحالم. امید که همه ی ما در غربت بی کران هستی نور دوست را یافته و به وصال عشق نایل گردیم.

زیبا

سلام مثال خوبی زدین .... برای فهمیدن اینکه دور باطل و دور حق چه تفاوتی با هم دارن ، همین مثال هلیکوپتر عالیه .... اگه واقعا دور ، دقیقا به همون جای اولش برت گردونه باطله ..... مثل وقتی که همون هلیکوپتر در جا کار کنه و هیچ تو رو بالا نبره ..... اما اگه بخواد تو رو بالا ببره ، باید این دور ، مثل چرخش فنری ، بالات ببره .... یعنی هر بار که پره میچرخه .... یه گام (ولو کوچیک) بالاتر بره ..... البته منظور از دور و تسلسل فلسفی یه چیز دیگه س .... فرض کن پنج روبوت داری .... پنج روبوت که هرکدوم توسط یه روبوت دیگه ساخته شدن ..... اولی توسط دومی .... دومی توسط سومی ....سومی توسط چهارمی .... چهارمی توسط پنجمی .... و پنجمی توسط اولی .... این ناشدنیه ....و باطل .....